X
تبلیغات
دنیای جــــــــــوک

بانک ضدحال

ادامه مطلب رو بزن حالشو ببر


دسته بندی :


جوک15

اس ام اس ها و جوک های جدید از سری اس ام اس های خفن
 حدالامکان تلاش می شود تا جوک ها و اس ام اس هائی که امروزه تحت عنوان "خفن" شناخته می شوند در این وبلاگ مطابق با عرف جامعه ارائه شوند به همین دلیل برخی از لغات خارج از عرف سانسور می شوند و تهیه کننده مطالب به دلیل احترام به عقائد جامعه اس ام اس ها و جک های به قول شما "خیلی خفن" را ارائه نمی کند. اما در صورتی که این اس ام اس ها و جوک ها را مطابق با فرهنگ خانوادگی و اعتقادات دینی خود نمی بینید اینجا را ترک نمائید.





1. آه ه ه ه ، آآآآی ، واااای نکن ، وااااای تو رو خدا نکن نمی خوام خب ، آی اووووه وای نزن.

.

.

.

.

.

 آخه چرا انقدر فکرت خرابه این بنده خدا داشت آمپول می زد.

رتبه : 2*****

******************************

2. یه کار خوب برات پیدا کردم عزیزم، ربتی به رشتت نداره ها ولی درآمدش خیلی خوبه. توی شرکت   ROB  سازی هستش. باید بری در هر خونه ای یه ROB  بدی و بیای.

رتبه:4 *****

******************************

3. در جای خالی حرف مناسب بگذار:

 Ki….am   ro too   ….oone  shoma gozashtam?

.

.

.

.

.

چرا انقدر تو منحرفی؟ بابا جواب صحیح اینا میشه:

  1. F
  2. KH

رتبه:5 ***** 

******************************

4. اون چیه که خانوما هم می تونن از جلو بدن هم از عقب ولی آقایون فقط از جلو میدن؟

.

.

.

.

.

خب یه کم فکر کن. چقدر خنگی.!

.

.

.

.

.

نچ ، نچ ، نچ. تو هنوز منحرفی و نمی خوای درست بشی. بلیط اتوبوس بود.

رتبه:4 *****

******************************

5. پیرزنه 200 سال عمر کرده بود ، بهش می گن مادر تو این سن چه آرزوئی داری؟

می گه : ننه 6 سال دیگه عمر کنم بشم 206 بیفتم زیر پا جوونا

رتبه:4 *****

******************************

باز هم سر بزنید. ما اس ام اس ها و جک های بیشتری براتون داریم و خنده دار ترین آنها را ارائه می دهیم. پس ما را به دوستان خود معرفی کنید و برای فرستادن دونه دونۀ این جوک ها این همه پول اس ام اس ندید.

?امیر | 1386/2/14 | پیوند | 38 نظر | ارسال نظر | موضوع: اس ام اس جوک

اس ام اس های جدید از سری اس ام اس های عاشقانه
من هر اس ام اسی رو در قسمت "اس ام اس" وبلاگ قرار نمی دهم و تمامی آنها گلچین شده هستند. بخونید اگه بدتون اومد در قسمت نظر دهی وبلاگ بگید. باز هم به وبلاگ سر بزنید و مطالب جدیدی رو دریافت کنید. تمامی مطالب و تصاویر این وبلاگ رو با حوصله تهیه می کنم و بالواقع منحصر به فرد هستند.  امیر اس ام اس های بیشتری براتون داره. ارتباط خود را با ما حفظ کنید.

1. می گن دل آدما اندازۀ مشتشونه. پس چطوری یه دریا خوبی ، یه آسمون عشق و یه کهکشون محبت تو دل "تو" جا می گیره؟

رتبه:4 *****

******************************

2. اگه شبا خوابت نمی بره ستاره های رو بشمار اگه کم اومد ، قطره های بارون و بشمار ، اگه بند اومد به رفاقتمون فکر کن چون نه کم میاد نه بند میاد.

رتبه : 3*****

******************************

3.یه بغل گل رز با یه جفت مرغ عشق، با یه سبد ستاره،

.

.

.

.میدم بهت ،

.

.

.

ببر سر چهار راه بفروش ، سودش نصف نصف

رتبه : 3*****

******************************

4.محبت مثل سکه می مونه که اگه بیفته تو قلک قلب ، نمیشه درش اورد . اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکونی!

رتبه:4 *****

******************************

5.سلام نیما جان ، من فردا میام در شرکتت ببینمت. همیشه به یادتم و دوستت دارم.

.

.

.

.

عزیزم وقتی می بینی اس ام اس مال تو نیست تو غلط می کنی اونو تا آخرش می خونی.

رتبه:5 *****

اگه اسم اونی که دوستش داری نیما هست خودت می دونی که باید این اس ام اس رو ادیت کنی بعد با ارسالش یه حال گیریه اساسی کنی. خوش باشید.

******************************

"باز هم به اینجا سر بزنید"


غضنفر تاکسی سمند می خره

سه تا مسافر سوار می کنه

اولی به مقصد می رسه میگه نگه دار

غضنفر می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. میگه پس بشین

دومی به مقصد می رسه میگه نگه دار

می پرسه سمند داری ؟

میگه نه. می گه پس بشین

سومی میگه من سمند دارم ، نگه دار

غضنفر میگه پس بگو ترمزش کدومه ؟؟؟!!!



مادر : « باز هم که پای چشمت کبود شده !

مگه نگفته بودم هر وقت می خواهی دعوا کنی ، تا بیست بشمار ! »

پسر : « چرا ، ولی مادر کسی که با او دعوام شد ، بهش گفته بود تا ده بشمار ! »



هواپیما داشت سقوط می کرد

همه داشتند جیغ می زدند به جز غضنفر !

ازش می پرسن چرا تو ساکتی ؟!

میگه : ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه !!!



ین هم از معایب شهرت بیش از حد :

علی دایی میره اردبیل نون بگیره

چادر سرش می کنه اونو نشناسن

تو صف خودشو می چسبونه به یه خانم تپل

خانومه میگه علی ول کن منم رضازاده !!!

 


به غضنفر میگن یه جمله بگو

که توش چای باشه …

میگه قوری !!!



غضنفر توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده

و در گوش راننده حرف می زد

راننده مرتب بهش می گفت : برو بشین سر جات

آخرش مسافرها به راننده میگن :

آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره

راننده میگه : نه اومده به من میگه :

چپ کن یه کم بخندیم !!!



قل مراد یه زمین می خره به ابعاد 2 سانت در 8 کیلومتر

بهش میگن با زمینت می خوای چیکار کنی ؟!

میگه : می خواهم ماکارونی بکارم !!!



ه مار با یک زرافه ازدواج می کنند

بچشون قورباغه می شه !

می دونید چرا ؟!

چون بچه دار نمی شدن

از پرورشگاه بچه آوردند !!!



چوب کبریته سرش رو می خارونه

آتیش می گیره !!!

 


 

به غضنفر میگن دو دو تا ؟

میگه چهار تا….

چهار تا گردو بهش میدن

میگن سه سه تا ؟

میگه یه گونی !!!

 


ضنفر داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد می شده

بوی خوب غذا رو احساس می کنن

به بچه هاش میگه : اگه بچه های خوبی باشین

یه دفعه دیگه هم از اینجا رددون می کنم !!!

 


غضنفر میره نانوایی

نانوا میگه هر کسی اومد

بگو پشت سرت نایستد

نون نمی رسه

غضنفر هم هر کسی می اومده

می گفته بیا جلوی من بایست

پشت سرم نون نمی رسه !!!


.

قل مراد تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟

دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست.

قل مراد می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه


یارو داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته ,

یه دفعه رادیو پیام میگه : “رانندگان عزیز که

در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن

یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است”

یارو همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده

میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن …

 


از خره قل مراد میپرسن: چى شد که خر شدى؟

سرى تکون میده و میگه: امان از رفیق ناباب

 


گرگه میره درخونه شنگول ومنگول میگه بازکنید منم مادرتون ،

خرسه میاد بیرون میگه : تو دهن ما رو آسفالت کردی ، اونا 10ساله از اینجا رفتن!

 




دسته بندی :


جوک 14

 

جوک جدید

غضنفر داشته از کنار يک چاه رد ميشده ميبينه يکي از ته چاه داد ميکشه کمک کنيد,ترو خدا کمک کنيد...غضنفر به توي چاه جوا ميده اخه احمق جان ته چاه جاي گدايي کردنه؟؟؟؟



لره با نامزدش تو پارك داشته راه مي رفته دستشو ميندازه دور گردن نامزده حرف براي گفتن نداشته ميگه مي خواي گردنتو بشكنم




غضنفر داشت با اخم پولكي ميخورد بهش ميگن چته؟ ميگه : والا من هرحرفي بزنم شما ميگين غضنفر خره ؛ ولي به خدا اين چيپسا شيرينه‎ !



به آبادانیه میگن تا حالا جبهه رفتی ؟ میگه آره تازه یه بار هم شهید شدم !




لره ماشین فاضلاب کشی میخره پشتش می نویسه : امید ما به قین شماست!!




معلم یه اسکناس پیدا می کنه میگه : ماله کیه ؟ لره : ماله مونه ، بخدا دام دام . معلم میگه یکی ترجمه کنه ! یه لره دیگه : آقا بخدا مال خوسه داس داس .




لره دست میزاره گردن آرنولد و فرانکی میگه : هیشکی زور ایما سه تانه نداره !




به لره می گن چرا وسط غذا آب می خوری؟میگه می خوام موقع ریدن گرد و خاک نکنه.




برار شیرم چیست؟ تشویق لرها برای انجام کاری که از عهده خر هم بر نمی اید.




لره می ره کلانتری میگه طوطی من گم شده.میگن حالاچیکارکنیم؟ میگه هیچی فقط اومدم بگم فحشای مورد داری که میده نظرشخصی خودشه !




به غضنفر میگن مبارک باشه ازدواج کردی میگه دائمی نیست اعتباریه



غضنفر خوابیده بوده ، میان بیدارش کنن میبینن پین کد میخواد !



از غضنفر میپرسن نظرت راجع به زلزله چیه ؟ میکه طرح خوبیه ، تکان دهنده ست !




به لره مي گن تا حالا معجزه ديدي؟ مي گه : هااااا ، ديروز رفتم بانک ، در به اذن خدا باز شد




بچه غضنفر ازش مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ غضنفر ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدرسگ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني


دسته بندی :


جوک 13

جوک جدید

تركه خرش می میره، مردم می گن بریم برای شوخی بهش تسلیت بگیم.
وقتی می رن تركه می گه: اصلا فكر نمی كردم خر من این همه فامیل داشته باشه!



هواپیمایی با 140 مسافر در حال پرواز بود. ناگهان صدایی از بلندگو گفت: من کاپیتان هستم، متاسفانه بال سمت راست هواپیما آتش گرفته و شما می تونید از پنجره ببینید، ولی نگران نباشید... و متاسفانه همین الان بال سمت چپ هم آتش گرفت. همه نگاه کردند دیدند بال سمت چپ هم داره می سوزه.
مدتی بعد خلبان دوباره گفت: سکان هواپیما هم آتش گرفته، شما نمی تونید ببینید ولی ما داریم تلاشمون رو می کنیم. اگر شما به زیر پاتون نگاه کنید حفره هایی رو می بینید...
همه نگاه کردند دیدند کف هواپیما سوراخ سوراخ شده.
خلبان ادامه داد: و از داخل این حفره ها قایق نجاتی رو داخل اقیانوس می تونید ببینید. من از داخل این قایق دارم با شما صحبت می کنم!



ترکا با رشتی ها سر دریا اختلاف داشتن برایه تقسیم مرز یه طناب میکشن شب رشتیا میان که طناب رو جابجا کنن میبینن ترکا این طرف طناب ایستادن دارن اب میریزن طرف خودشون !




دختر تهرونیه ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟
ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود.
ميگن : واسه چي؟
ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين




غضنفر پسرشو میفرسته دانشکده افسری، دوستاش بهش میگن: درس پسرت که خیلی خوبه بود، بهتر بود میگذاشتی دکتر یا مهندس بشه؟
غضنفرمیگه: نه، آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم!



يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيده .
ميگن زودباش، چرا مي لرزي ؟؟
ميگه : آخه ميخوام پول بدم آمو ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم



اصفهانيه ميره رستورن ناهار بخوره، غذا که تموم ميشه يه سوسک ا مرده از جيبش در مياره ميندازه تو زرفه سالاد داد ميزنه سره گارسن و پول نميده.
بقل دستيش ميگه، هی رفيق يه سوسک ديگه داری منم نهرمو حساب کنم؟ ميگه نه يه مگس دارم اونم ميخوام برگشتنی يجا چی بخورم.



غضنفر از کلاس راهنمایی رانندگی میاد
بهش میگن بابات رو مار نیش زد و فوت کرد.
میگه : از پشت زدش ؟
میگن آره
میگه مار مقصره !




غضنفر و اهالی شهر غضنفر اینا برای پیوستن به مختار با پای پیاده عازم کوفه شدند !



تو قیامت داشتن از همه سئوال می کردن شما چجوری مردین؟؟
یکی گفت تصادف کرم یکی دیگه گفت زنم منو کشت
از غضنفر پرسیدن گفت: داشتم شیر می خوردم مردم
گفتن آخه شیر تو گلوت گیر کرد !!!
گفت نه گاوه نشست




از غضنفر مپرسن قوي ترين حيوان دنيا چيه؟ ترکه ميگه مورچه ! ميگن چرا؟
غضنفر ميگه: يه روز يه مورچه رو دنبال کردم رفت تو پريز برق، اومدم با ميخ درش بيارم... همچين به من لگد زد پرت شدم تو توالت خونه بغلي




از غضنفر می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق



اصفهانيه عينک مي خره رو شيشه هاش نايلون مي کشه تا خش نيوفته



شوراي امنيت سازمان ملل , "جوراب لر" را در ليست سلاحهاي كشتار جمعي قرار داد!!



به غضنفر ميگن يه ميوه شيرين و آبدار نام ببر. ميگه: خيار. ميگن خيار كجاش شيرين و آبداره?!
ميگه با چائي شيرين بخور نظرت عوض ميشه


 

جوک جدید

به اصفهانیه میگن: اگه سردت باشه، جه کار می کنی؟ میگه: نزدیک بخاری می نشینم. میگن: اگه خیلی سردت باشه چی؟ میگه: به بخاری می چسبم. میگن: اگه خیلی خیلی سردت باشه چطور؟ میگه: بخاری رو روشن می کنم!



غضنفر تو ماشینش داشت رادیو پیام گوش می داد.
رادیو میگه: یه نفر داره بزرگراه رو برعکس رانندگی می کنه.
غضنفر میگه: آره! یکی دو نفر هم نیستن، همه دارن برعکس می یان‌!



لره میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم !



از غضنفر مي پرسن از چه گلي خوشت مياد؟
ميگه اقاقيا. مي گن همينو بنويس. مي گه غلط كردم! گل رز!




عشق شيرازی : دلُم میخواد برم بالوی یه‌ی کوه بلندی از ته دلُم با تمام وجودُم با صِدوی بلند جار بزنم دوسِت دارم، حوصلم نمیشه




يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند غضنفر داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره




به غضنفر ميگن اين شعر از كيه : سعديا مرد نكونام نميرد هرگزميگه نميدونم يه راهنمائي بكنيد.... ميگن اسم شاعر تو خود شعره ميگه : اهان فهميدم .. جواد نكونام




نامه لر به نامزدش:ازدوریت میخوام گریه کنم اما یاده قیافت میوفتم خندم میگیره



جاسم آبادانی : قصد کردم همه ی جواهرات و الماس های روی زمین را بخرم!
ممد آبادانی : قصد بیجایی کردی ، من اصلا قصد فروش آن ها را ندارم!




غضنفر داشته از کنار يک چاه رد ميشده ميبينه يکي از ته چاه داد ميکشه کمک کنيد,ترو خدا کمک کنيد...غضنفر به توي چاه جواب ميده اخه احمق جان ته چاه جاي گدايي کردنه؟



به غضنفر میگن از کدوم شبکه بیشتر خوشت میاد؟ میگه شبکه سه. میگن چرا؟
میگه آخه روش عکس سه تا نون بربریه!




یه نفر با یک اصفهانی دست به یقه میشه. اصفهانی به جای عکس العمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما رو بخدا یقمو ول کنین گوشمو بگیرین. آخه یقم پاره میشه


زنبوره آبادانیه رو نیش میزنه آبادانیه میگه:اوووف وولک کا یعنی ما گلم



غضنفر تو سینما دست میکنه تو دماغش میده به بغل دستیش میگه دست به دست کن بمالن به دیوار !



لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده




 

جوک جدید

به غضنفر میگن یک تصویر غمناک بکش غضنفر یک نون بربری سوخته می کشه!!




تهرانیه ميره مكه ، جلوي كعبه داشت اشك مي ريخت و مي گفت: خدايا! منو ببخش ،توبه! بهت قول ميدم ديگه واسه تركا جك نگم. خدايا منو ببخش .... خلاصه تو همين حال و هوا بود كه يه ترك ميزنه رو شونه اش ميگه: داداش؟گيبله كودوم وره؟؟؟؟ ، تهرانيه با ناله داد ميزنه: خداياااااااا!!!!! خاطره كه مي تونم تعريف كنممممم؟؟




غضنفرميره پمپ بنزين و باك زانتياشو پر مي كنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان!
غضنفر در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جانم،قيمت گازوئيل همينه




به یه آدامس میگن آرزوت چیه ؟
میگه : زیر دندون اصفهانی جماعت نیوفتم !!!




يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس 2 طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست . ميره طبقه بالا و ميشينه اتوبوس ميره و يه هو خودشو پرت ميكنه پايين تو خيابان ازش ميپرسند : چرا خودتو پرت كردي ؟ ميگه اتوبوس راننده نداشت!




لره ميره بدنسازي، مربيه ميگه: هفته اول بدن درد داري، لره ميگه: پس من از هفته دوم ميام



سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از غضنفر می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ غضنفر میگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف می‌کنه می‌پرسه: یعنی چی؟ غضنفر میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف




از غضنفر ميپرسند چرا يك جورابت آبيه و يكي ديگه قرمزه ميگه نميدونم يك جفت ديگه هم تو خونه دارم همينجوريه



غصنفر مي‌خواسته خود کشي کنه ميره خودش رو ميندازه تو گلدون ميگه لطفا منو آب ندين!




غضنفر به عنوان چتر باز میره تو نیرو هوایی ،
روز مانور که میرسه فرماندش بهش میگه: وقتی پریدی پایین دکمه سبز رو فشار میدی چتر باز میشه اگه باز نشد دکمه قرمز رو فشار میدی حتما باز میشه وقتی رسیدی پایین اونجا یک ماشین هست که میارتد پادگان.
خلاصه میپره پایین دکمه سبز رو میزنه وا نمیشه! دکمه قرمز رو میزنه وا نمیشه! بعد با عصبانیت میگه:
اگه شانس ماست برسیم پایین ماشینم رفته!




لره یه کوروکودیل پیدا میکنه. به دوستش میگه: اینو چکارش کنم؟ دوستش میگه: خب ببرش باغ وحش! فردا باز اتفاقی همدیگر رو میبینند. دوستش میپرسه چکار کردی؟ بردیش باغ وحش؟ ترکه میگه: آره! امروز هم میخوام ببرمش سینما!!!




به عربه میگن بگو گچ , هنگ می کنه!!!




تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در ۲۲ روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + ۱۲روز اول عید



یه شب یه اصفهانیه از خواب بلند ميشه میبینه زنش مرده.دخترشو صدا میکنه میگه پا شو ننت مرده.
فردا واسه دو نفر صبحونه درست کن.



لره یه 200 تومانی پیدا می کنه که وسطش سوراخ بوده .. می گه: ای بابا!اینم از شانس من وسطش گوشه نداره !




 

جوک جدید

اصفهانیه خونش اتیش میگیره به 125تک زنگ میزنه !



تو اصفهان بلیط اتوبوسو 30% ارزون میکنن . اصفهانیا شاکی میشن... ازشون میپرسن ارزون شده چرا ناراحتین دیگه؟
میگن اون وقتا که گرون بود دنبال اتوبوس میدویدیم حالا که 30% ارزون شده ما ضرر میکنیم



اصفهانیه ماشین می خره، می ده تا براش جلدش کنند.

فرستنده : مهدی


آموزش بستن کروات در لرستان 105 کشته داد !



یه روزی یه نفر از غضنفر میپرسن :آقا این خیابون کجا میره؟ غضنفر میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره !



از لره پرسيدن پدرت چطورى مرد؟گفت زپشت بوم رى کولر،کولر اشکست وست منه ايوون،ايوون رومست وست سرانبارى،انبارى پلفست ديدم ايطوربخواه پيش بره حونه خراوايبوبم مين هوابا برنوخلاصس کردم !




به لره ميگن:ميدوني موبايل اومده تو روستاه ميگه به جهنم بل بيا هممونه بخوره.




لره ميره غارحرا،جبرئيل بهش ميگه: اقراء؟
لره ميگه يعنى چى؟
جبرئيل ميگه يعنى بخوان!
لره ميگه: بارون بارون بارون هى...



يه روز يه عربه مي خواسته نماز بخونه ، مهرش رو پيدا نمي کنه ، بجاش امضا ميکنه



خدا بعد از آفریدن لر خندید، چون لر تا نیم ساعت به خدا میگفت مامان




لره با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . لره به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد



غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ تركه می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم !




لر ها در اقدامی شجاعانه در پاسخ به هتک حرمت به قران ، ديکشنری را به آتش کشيدند !



به غضنفر میگن چرا صورتت قرمزه؟ میگه چش خرده! میگن، یعنی‌ چشمت زدن؟ میگه نه، چشه شلوار!



غضنفر داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ،پسرش میگه : واسه چی ؟ میگه : هم مریضیه باکلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد




جوک جدید

خبر فوری: هنوز کنکور در قزوين ادامه دارد، به گزارش بی بی سی هنوز داوطلبین جرأت نکردن دفترچه سوالات را از روی زمین بر دارن !!!




تهرانيه ميره خواستگاري پدر دختره ميپرسه خونه داري؟ ميگه نه. ماشين داري؟ ميگه نه. کار داري؟ نه.پدر دختر شاکي مي شه مي گه پس چي داري؟ تهرونيه مي گه: پشت مو رو داشته باش



در يك تعزيه در لرستان، لرها تاكتيك جنگى امام حسين را تغيير دادند و موفق شدند يزيد را شكست دهند !



لره‎ خوابیده‎ بود‎، میان‎ بیدارش‎ کنن‎ میبینن‎ پین‎ کد‎ میخواد‎ !



یه روزی لره خواست سوار هواپیما بشه هر کاریش می کنن سوار نمی شه . می گن چرا می گه می ترسم این پرنده هه سوء هاضمه بگیره .


لره چند وقتیه گیج شده که چرا داداشش یک برادر داره و خواهرش ۲ تا !




رشتى شب دعا كردحق به حق دار برسه صبح بيدار شد.ديد بچه هاش نيستند‎‏ !




بچه مثبته از لره میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟ لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم اَنه !!!




غضنفر پلیس مخفی میشه دولت تا شیش ماه نمیتونه پیداش کنه حقوقش رو بهش بده




غضنفر توي کوپه قطار به سمت مشهد مي رفته، به رو به روييش ميگه: به سلامتي از مشهد بر مي گرديد؟




يه روز يه اصفهاني داشته به خودش اب يخ ميريخته . ميگن : چرا اينجوري ميكني . ميگه: مي خوام سرما بخورم . ميگن: چرا؟ ميگه: اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره




به لره ميگن: سلام!
ميگه: هان
ميگن: نگو هان، بگو عليك سلام
ميگه: آهان




لره هندونه برد سر قبر باباش، سفيد بود.گفت: بوا ريدوم توشانست.




غضنفر چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بکن. غضنفر میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، غضنفر یکم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده!




نصيحت غضنفر به زنش: هر وقت يه سوسک تو دستشويي ديدي با دمپايي فورا نکوب رو سرش... بي توجه از بغلش رد شو... اين کار از صدتا فحش براش بدتره




جوک جدید

لره داشت رادیو گوش میداد رادیو گفت مسیر همت به امام حسین بسته شده لره میگه بسته شده که بسته شده دیگه چرا قسم می خوری !




غضنفر شب عروسيش نميدونه چه چيزي به عروس بگه ميگه بابات ميدونه اينجايي !




لره مارتوى شيشه الكل ميبينه ميگه جلل خالق همه چيزديده بوديم جز ترشى مار !!!




به غضنفر میگن تا حالا لو رفتی ؟ میگه نه ، ردیف کن آخره هفته بریم !!!




چنگال چيست؟ وسيله اي بلاتكليف برسر سفره ي لرها...




لره کچل بوده میره تو آرایشگاه ، همه بهش میخندن.میگه چیه اومدم آب بخورم !




به غضنفر مي گن برو روزنامه اطلاعات بخر مي ره با يه خر بر مي گرده ،مي گن اين چيه مي گه اطلاعات نبود همشهري خريدم.




اوپيازک چيست؟ نوعي سوپ لري كه از نظر خاصيت باخاويار برابري ميكند و اهل خانه پس از صرف غذا با گفتن "سگ برينه منس" از مادر تشكر ميكنند!




لره رفت خارج يك موتور دزديد ، خارجيه بش میگه no no لره كفت نو يا كهنه موبردمس




لره ازحجله مياد بيرون با پدر زنش روبرو ميشه نميدونه چي بگه ، هول ميشه ميگه دست شما درد نكنه خيلي چسبيد!




غضنفر میره سینما فیلم ترسناک میده همه فرار می‌کنن ولی‌ غضنفر می‌شینه، یکی‌ بهش میگه تو چرا نشستی میگه به من دست نزنید من ریدم !



معلم سر کلاس درس به شاگرداش میگه هر کس خنگه از جاش بلند شه و بایسته ! یهو پسره غضنفر بلند میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشید !




به غضنفر میگن بستنی کیم رو چه جوری می خورن؟ میگه: میذارن لای بربری ، سیخشو در میارن




نگاه منطقي غضنفر به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود..مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم !




لره میره اون طرف خاکریزدستشویی. میبینه 2 تا فرشته گرفتن دارن می برنش بالا ..میگه خواهر چی شده؟...میگن هیچی برادر..ریدی رو مین



جوک جدید

تركه و اصفهانيه و تهرانيه رو ميخواستن اعدام كنند. به تهرانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ با گيوتين؟ يا تيربارانت کنيم؟ ميگه: با گيوتين. ميان اعدامش کنن، يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. مي گن قسمت تو اين بوده، خدا نمي خواسته تو کشته بشي، آزادش مي کنن. از اصفهانيه مي پرسن تورو چه طور اعدام کنيم ؟ مي گه منم با گيوتين. اين بار هم موقع اعدام گيوتين گير ميکنه، اصفهانيه هم بخشيده مي شه. نوبت ترکه مي رسه. ازش مي پرسن شما رو چه جوري اعدام کنيم ؟ مي گه : والا گيوتين که خرابه، منو تيرباران کنيد




میدونین چرا قزوینی ها خوشبختن؟! چون بخت جرات نمي كنه بهشون پشت كُنه




یارو میره هارد بخره میگه هارد ۳۲۰ میخوام غضنفر هارد ۲۰۰ میاره بهش میگه گفتم ۳۲۰ میگه :ناراحت نباش جا وا می کنه‎!!‎




رشتیه به دوستش میگه : خاک بر سر بی غیرتت کنن....زنم خالکوبی عکس خواهرتو رو شیکم اصغر اقا دیده




سه تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌كنم. دومي مي‌گه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير 100 نفر رو مي‌كشم. سومي چيزي نمي‌گه و زل مي زنه به دريا و ساكت مي‌شينه. دوستاش ميگن: كا... چرا چيزي نمي‌گي؟ ميگه: تا حالا ديدي خدا حرف بزنه؟




يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين روبكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم. تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم




يه روز اصفهانيه تو مسابقات رالي شركت ميكنه وسط راه مسافر سوار مي كنه




یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل




سوال امتحاني لرها: 124000پيامبر را نام برده و با رسم شكل توضيح دهيد




سه تا ترک میرن دزدی , صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن!صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه .. صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد..دویاره محکمتر لگد میزنه… باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه ترکه با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ! میفهمی




لره چند وقتیه گیج شده که چرا خودش یه داداش داره ولی خواهرش دوتا؟




از لره میپرسن مناسبت این چهار روز تعطیلی چی بود ؟ میگه والا مثل اینکه شهادت امام حسین و22 تن از یارانش به دست صدام صهیونیست وهمچنین 72 بهمن روز پیروزی انقلاب در صحرای کریلا وفرار یزید خائن از ایران



رشتیه با زنش سوار تاکسی میشه به زنش میگه تو جلو بشین تا راننده از تو آینه نگات نکنه !




وصیت لره: کنار قبرم آب و صابون بریزید تا هر کس رد میشه بخوره زمین من بخندم روحم شاد بشه



غضنفر بالاي پل هوايي ايستاده بوده ميگه: حالا ما خر، ما نفهم ، ما بي شعور ... اينجا اصلأ آب ردميشه كه پل زدن؟



دسته بندی :


جوک 12

 

جوک جدید

غضنفر سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم



غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد




حیف نون از دختره میپرسه اسمت چیه ؟ دختره میگه اسم من تو همه باغچه ها هست طرف میگه اهان فهمیدم شلنگه .




به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر
بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم




يه روزي يه نفر از يه غضنفر ميپرسه :آقا اين خيابون كجا ميره؟ غضنفر ميگه : والا من چهل ساله تو اين خياون زندگي ميكنم تا حالا نديدم جايي بره!




غضنفر دستش شکسته بوده از دکتر میپرسه بعد از باز کردن گچ میتونم ویالون بزنم ؟
دکتر میگه بله ، میگه چه خوب قبلا نمی تونستم !




به غضنفر ميگن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟ ميگه : کام هير. ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير. . . !!!!




نيروي انتظامي ميريزه خونه حیف نون، حیف نون با منقل مي‌پره تو استخر و داد ميزنه: از اينجا به بعدش به شما ربطي نداره، به نيروي دريايي ربط داره!




غضنفر مبره سیگار فروشی و میگه: آقا سیگار برگ دارین؟
فروشنده میگه: خیر
غضنفر میگه: پس یک بسته كوبیده بدین



درتعزيه اي درلرستان،لرهابا تغييرتاكتيك نظامي توانستند يزيدراشكست دهند!



غضنفر ميخواسته با دختر اسراييلي ازدواج كنه، به علامت اعتراض، سر سفره عقد حاضر نميشه !!!



آبادانیه می گه: دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد. رفیقش می گه: پس آبادان با خاک یکی شد دیگه ؟ آبادانیه می گه: بع، ولک، مگه بچه ها گذاشتن !



غضنفر ميره مراسم ختم .هل ميشه نمیدونسته چی بگه!ميگه ببخشيدبابات مرد،شرمنده



لره دستش دورگردن نامزدش بوده نمیدونسته چی بگه‎ ‎میگه: میخوای گردنتو بشکنم



ترکه برق خونش قطع میشه،یه قابلمه بر میداره میره در خونه لره میگه یکم برق دارین ؟لره میگه همین کارارو میکنید بهتون میگن خر .برو یه ظرف پلاستیکی بیار تا برق نگیرتت


دسته بندی :


جوک 11

جوک جدید

به غضنفر میگن اون قفل فرمون که خریدی خوبه؟ میگه:آره ولی سر پیچ ها یخورده اذیت میکنه !!!!



غضنفر زنگ ميزنه صد و بيست و پنج ميگه يه پليس صد و ده بفرستين بقيشو هم آدامس بديد!




آبادانیه می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
آبادانیه می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت 10 ثانیه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
آبادانیه می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟




شب اول قبربه غضنفر میگن امام اولت کیه میگه میشه راهنماییم کنید میگن همون که شمشیر داشت آدم خوب و مهربونی بود به بیچاره ها پناه میداد
میگه: ها فهمیدم جومونگ !




لره تا وارد خیابون یکطرفه میشه پلیس میگرتش ، پلیسه میگه کجا با این عجله؟
لره میگه هر جای می خواستم برم دیگه دیر شده ببین همه دیگه دارن برمی گردن!



از غضنفر ميپرسن : " ربنا آتنا في الدنيا حسن و في الاخره حسن و قنا عذاب النار " يني چي ؟!
ميگه يني: اين دنيا خوبه حسن ولي آخرت خيلي خطرناکه حسن




غضنفر سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم




اصفهانیه تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون میزد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد
افسره رفت بهش گفت بدبخت انقدر حرص ماشینتُ زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ قطع شده
!طرف نگاه کرد به دستش گفت یا حضرت عباس! ساعتم




مسيحيه ميميره.ميبرن تو قبرستون مسلمانان دفنش ميکنن.فرداش مياد به خواب بستگانش .ميگه بياييد منو ببريد از اينجا.اين ترکه قبر کناري صبح به صبح مياد لگد ميزنه ميگه پاشو لباس تنته بورو بربري تازه بگير من لختم




غضنفر : آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون!
دوستش : عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟
غضنفر : نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم




غضنفر میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!




غضنفر به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه، کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه




در زمان قدیم قانونی در تلگراف بود که اگر نام یکی از ماههای سال باشد پول آن کلمه گرفته نمی شد حالا لطیفه:
یک سربازر اصفهانی در جنگ تیر می خورد به او میگویند اگر تلگرافیی داری بگو تا برایت ارسال کنیم او می گوید بله یک تلگراف دارم به نامزدم برسانید و حالا متن تلگراف : آ ذر مهر ابان بهمن تیر خرداد آ مرداد......(وهیچ پولی نداد)



یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل اون داده می شه
شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام . سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است ، اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم



يه باباي اصفهاني مي خواند بچشو نصيحت كنه مي گه هميشه سر به زير باش. پسر ميگه : خوب چرا بابايي؟ پسر جان به سه دليل: 1-مي گن پسر سر به زيريه 2- اگه سكه اي رو زمين باشه بر مي داري3- پشت يغت چرك نمي كنه تا هي پيرهن يشوريم مصرف آبمون بره بالا




دسته بندی :


جوک10

 

جوک جدید

از غضنفر ميپرسن: خدا رو ميشناسى؟
ميگه: وقتى رفت و آمد نباشه از كجا بشناسم!؟



غضنفر تورانداخته بود رو آسفالت ماهي بگيره بهش گفتن:چقدر خري، اينجا ماهي نيست! غضنفر ميگه من خر،اين حیف نون چي، يك ساعته وايستاده ازم ماهي بخره !




بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!




آبادانیه داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی !!!




به جاسم میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه !!!




اين جريان واقعی است : يکی از دوستان دکتر تعريف ميکرد برای يه بنده خدائی شياف تجويز کردم ، يارو رفت و يکهفته بعد اومد گفت آقای دکتر حالم خوب نشد بدتر هم شدم گفتم چرا ، گفت نميدونم تا اين کپسول ها که دادين را ميخورم دلم آشوب ميشه




يارو از دختري سئوال ميکرد : اسمت چيه ؟ دختره گفت : نيلوفر ولي بچه ها بهم ميگن نيلي !
ولي اسم خودت چيه ؟ طرف ميگه : چراغعلي ولي بچه ها بهم ميگن لامپ !!!




غضنفر شب قبل از خواستگاری زنگ میزنه به دختره میگه :
الو ! سوالای فردای بابات رو نداری !؟



جاسم با سعید یکی از بچا آبادان داشت صحبت میکرد
سعید میگه جاسم میدونی چیه؟
ما دیروز برا خونمون عایق صوتی خریدیم ...اصلا صدا میگی میاد ، نه به خدا!
جاسم میگه کجایی کا ما یه ماهه عایق تصویری خریدیم



دختر غضنفر بچه دار نمیشده ، هرچی دوا درمون میکنن جواب نمیده
آخرش شوهرش میدن



یارو از غضنفر دوای ضدّ سوسک میخره، میپرسه چطور استفاده می‌شه؟
غضنفر میگه: اول سوسکو میگیری، دستو پاشو سوزن میزنی، دهنشو باز میکنی‌، یه قطره از این دارو می‌ریزی توی حلقش. یارو میگه یه لنگه کفش هم همین کارو میکنه.
غضنفر میگه: اونطوری می‌شه، اینطوری هم میشه.



غضنفر دو دست خرشو قطع میکنه یکی ازش می پرسه چرا این کارو کردی میگه میخوام کانگروش کنم !




حديث 2011: مسلمان نيست کسی که روی مودم وايرلسش پسوورد مي‌گذارد و همسايه‌اش شب بدون اينترنت مي‌خوابد !



جاسم خسیسه واسه زنش کارت شارژ میخره میگه:بزن ستاره 140...ستاره بزنه تو کمرت.. مربع...از خون سگ حرومتر باشه.. حالا اوکی کن..!!!!!!!!!!




به غضنفر میگن: یه کاری بکن، بابات از بالای پشت بوم افتاد روی ماشین همسایه تون!! میگه: ولش کن بابا، حق شه، من ده دفعه به این همسایه گفتم، بغل خونه ما پارک نکن





جوک جدید

غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نمي‏توني بري؟




آبادانیه تو جنگل داد می زنه میگه : من شیرخوردم پلنگم خوردم . یه مرتبه یه شیر می پره جلوش یه نعره میکشه . آبادانیه از ترس میگه : من بعضی وقتها گوه زیادی هم خوردم !




غضنفر بچه شو به یه مدرسه تو لندن میبره تا انگلیسی یاد بگیره،یه سال بعد میره سراغش،نرسیده به مدرسه بچه های لندن داد میزنن : حسن ددن گلدی




غضنفر پیتزا میخوره شبش بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری !




دو تا ماشين با هم تصادف مي‌كنند. افسر مياد و مي‌پرسه: كدومتون مقصر بوديد؟
غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .



عربه میره امام رضا میگه اسلام و علیک یا امام رضا چشمش میخوره به طلا های در و دیوار میگه وولک یا امام رضا تو با این همه طلا هشتم شدی !




تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 58 هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه. بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد: از مرز رد شدیم




اس ام اس یه چوپان به نامزدش: چشمان سیاه تو مثل پشگلی است در سطل شیر !



غضنفر سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟
غضنفر ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!



روزي یارو كار مي كرده ، یکی فرياد ميزنه غضنفر زنت از طبقه 5 افتاده پايين .
زود لباساشو عوض میکنه ميره به خيابان كه ميرسه ميگه خانه ما كه 2 طبقه بيشتر نيست ، كمي جلوتر مي ره ميگه من اصلا زن ندارم بالا تر ميره مي گه غضنفر نيستم !




عرب ها در يك سرقت مسلحانه از بانك؛ آبسردكن رو بجاى گاوصندوق دزديدند!




دوتا یارو نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه ميريختن.يه لره رد ميشه مپرسه چيکار ميکنيد آيا؟ ميگن داريم دوغ درست ميکينيم.
لره ميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را ميکنيد که همه ميگن یاروا خرن... آخه اين همه دوغ رو کي ميخوره؟!




غضنفر جلوی در مسجد برای ختم فامیلش ایستاده بود یکی میاد یک مشت خرما بر میداره
غضنفر میاد جلو میگه یه نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده



غضنفر ميره مكه جو گير ميشه شروع ميكنه سينه زدن و ميگه: واي خدا كشته شد!!!!




عربه موبایلش رو ویبره بوده میبرش تعمیر میگه:موبایلم زور میزنه... ولی زنگ نمیخوره



دسته بندی :


جوک9

غضنفر میره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!




وآنگاه که زائران خانه خدا به جایگاه شیطان سنگ میزدند شیطان پنجره را بازکرد وگفت: پنجره دن داش گلی آی بری باخ بری باخ!!!!




به فری خوشحال میگن درد عشق بدتره یا درد دندون میگه: هنوز تو اتوبوس ریدنت نگرفته !



فری خوشحال باباش ميميره
سوم باباش خيلي شلوغ ميشه به داداشش ميگه اگر هفتمم اينقدر شلوغ باشه بلال بياريم بفروشيم !




گرگعلی اسهال داشت خجالت میکشید به دکتر بگه
گفت آقای دکتر آبریزش دارم !
دکتر گفت : بینی ؟
حیف نون : نه قینی !




پيام گير تلفن كرماني ها:
مشترك مورد نظر نيسه.نه كه نيسه،هسه،دم دس نيسه



به یارو مي گن نظرت راجع به گرون شدن بنزين چيه؟ طرف مي گه براي ما که فرقي نمي کنه ما همون 2000 تومن بنزين رو مي زنيم!!!




غضنفر سر سفره داد می زده می گفته: بربری بدین! بربری بدین!
بهش میگن چی شده؟ ، میگه: آب تو گلوم گیر کرده




غضنفر تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته. ولي تو همون اول نگو! اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه.
غضنفر ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش.
غضنفر ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟




تابلو هلال احمر رو به غضنفر نشون میدن میگن معنی این تو جاده چیه؟ میگه به ماه مبارک رمضان نزدیک میشوی !




به غضنفرميگن چرا زنبورها گل ميخورن؟ ميگه خوب حتما دروازه بانيشون خوب نيست!



غضنفر دكتر ميشه بعد به مريضش دو تا قرص ميده ميگه يكيشو يه ربع قبل از خواب بخور يكيشم يک ربع قبل از بيداري!



غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حركت كن.
غضنفرمی زنه دنده عقب!
افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟
می گه می خوام خیز بگیرم!




حیف نون میره دزدی چیز به درد بخور پیدا نمی کنه ، از لجش مشق بچه صاحب خانه را خط خطی می کنه !



مش غلام تو عروسي ميبينه همه موبايل دارند, يك كاغذ لوله ميكنه مي بنده به كمرش. يكي بهش ميگه اين چيه؟
نگاه ميكنه ميگه: وااااااااااای انگار واسم فكس اومده !




به جاسم ميگن نظرت در مورد ازدواج چيه ؟
میگه : به نظر من ازدواج بايد فاميلي باشه. ميگن چرا ؟
میگه : چون تمام خانواده ما ازدواج فاميلي كردند. مثلا داييم زن داييمو گرفته، عموم زن عمومو گرفته ...



بیکاری، چرا؟
آیا دچار نقص مادرزادی تکثر خنده هستید؟
بیش فعالید؟
مریضید؟
با یک تماس مجری رادیو شوید !



غضنفر با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن . غضنفر رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه
غضنفرهمين سوال رو چند بار مي پرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم . غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي ؟!!




يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد.




غضنفر با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ غضنفر میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن !



وزیر صنایع طی یک نشست خبری صبح فردا اعلام خواهد کرد:
ایران به زودی خودروی اسلامی می سازد؛ که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود:
هنگام حرکت صلوات می فرستد
اگر سرعت از ۸۰ بالاتر برود آیة الکرسی می خواند
در صورت بروز حادثه ، فاتحه می خواند !
موقع سوار شدن زن نامحرم صيغه ميخواند !!!



به غضنفر میگن اگه دنیا رو بهت بدن چكار می كنی ؟ میگه بی شعور من زن دارم !



دختره داشته بافتنی می‌بافته، یه بوی بدی هم میومده…
بهش میگن: این بوی بد مال چیه؟
جواب میده: مامانم گفته یکی از زیر، یکی از رو، یکی ول کن!!!




متن كارت عروسى به سبک سنتی :
شروع مراسم از ساعت 6 تا هر وقت كه دعوا شد....



پيام love مشهدى:
مدنى الان چى حال مداد؟
حال مداد تو اينجه بودى و مو از پشت سر ميومدوم و موگفتم پخ ! بعد تو مترسيدى... مو موگفتم نترس... مويوم عشقت



جواد با لباس تو رودخونه بوده ازش ميپرسن چكار ميكنى؟
ميگه: لباسامو ميشورم
ميپرسن: تو خونه ماشين لباسشويى ندارين؟
ميگه: داريم ولى وقتى ميرم اون تو سرم گيج ميره



غضنفر با زنش میرن پیك نیك. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت. غضنفر میگه نه! همین وسط جاده امن‌تره! زود پتو رو بنداز!
زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون! ولی غضنفر با اصرار وسط جاده پتو رو پهن می‌کنه و دو نفری می‌شینند وسط جاده! بعد از مدتی یه كامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تكان نمیخورن، كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.
غضنفر به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امن‌تر! اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!




به غضنفر ميگن: توي عمرت، سخت‌ترين كاري كه كردي چي بوده؟
ميگه: پر كردن نمكدون!
ميگن: چرا؟
جواب ميده: آخه سوراخ‌هاش خيلي ريزه



جشنواره فيلمهاي ايرانسل: من ترانه ديگه شارژ ندارم، در جستجوي آنتن، چند ميگيري اس.ام.اس ندي؟؛ شبا آنتن نميده آيدا




به حیف نون ميگن : ميتونى نقش يوسف روبازى كنى؟
ميگه والله همه چيو بلدم فقط ميترسم نتونم روى زوليخارو زمين بندازم !


دسته بندی :


جوک8

جوک جدید

به غضنفر میگن تو طرفدار کدوم تیم فوتبال هستی؟
میگه قربون جدش برم آسد میلان!!



یه خانواده از یکی از دهات دور واسه زندگی میان تهران به بچهشون میگن، خونه هر کی در زدی نگو مویوم بگو منم.
بچهه میگه اگه بوگوم منم اونا از کجا بفهمن که مویوم.




یه بچهه رو به زور بابا و مامانش وادار به نماز خوندن می کنن ...
بعد می بینن نشسته داره همین جوری دعا می کنه ...
میرن گوش میدن می بینن میگه: خدایا اینا من رو بزور وادار کردن نماز بخونم، تو خودت قبول نکن!!!




غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین




يه روز اینشتین و نیوتن داشتن با هم قایم موشک بازی می کردن. انيشتن چشم مي ذاره و نيوتن ميره پشت سر انيشتن يه مربع به ضلع يک متر مي کشه و توي اون مربع مي ايسته!
وقتي شمارش انيشتن تموم ميشه بر مي گرده و نيوتن رو مي بينه! ميگه: نيوتن! سوک سوک!
نيوتن ميگه: من نيوتن نيستم! الان ثابت مي کنم: مساحت اين مربع 1 متر در 1 متر ميشه 1 متر مربع و من هم که روي اين مربع ايستادم!
بنابراين نيوتن بر متر مربع ميشه پاسکال




غضنفر تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد . بهش میگن : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته . میگه : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره



غضنفر ميره تو صف نون وايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن.
غضنفر ميگه: ببخشيد ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه




به غضنفرميگن با آدم و تهران يه جمله بساز ميگه: آدما ممکنه تهرانى باشن ولى تهرانى ها ممکن نيست آدم باشن!



غضنفر مداح بوده ، بهش ﻣﻴﮕﻦ ﺑﺮﻭ ﻣﺤﻠﻪ ﺳﻨﻰﻫﺎ ﻣﺪﺍﺣﻰ ﻛﻦ ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻳﺰﻳﺪ ﻭ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻭ ﻋﻤﺮ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺣﺮﻓﻰ ﻧﺰﻥ ، ﻣﻴﮕﻪ ﭘﺲ ﺑﺮﻡ ﭼﻰ ﺑﮕﻢ ، ﺑﮕﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻛﺮﺩﻩ !




غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه!
بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟
ميگه: آخه چاي كاشتم.



غضنفر کارخونه سوسیس کالباس میزنه ، رو بسته بندی محصولاتش مینویسه : تهیه شده از گاو تازه




شير يا خط دانشجويي اگر شير اومد مي خوابم!
اگر خط اومد فيلم ميبينم!
اگه راست ايستاد درس مي خونم!!!




از جاسم میپرسن , نظرت راجع به نوشابه چیه؟
میگه: نوشابه آب داره , گاز داره , یه خط تلفن هم بزنن دیگه عالی میشه !



بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجی شیرین اصفهانی بهش میگه باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نه اینقدر که خسته بشی



تا وقتی مجردی هرکی بهت میرسه میگه تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟ وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی؟


دسته بندی :


جوک7

مناجات چراغعلی با خــدا : مــوو دیــه بنده تــوو نیسوم ، یــه فکری سی خوت بکن!‬



ژاپنی ها میگن : ما میتونیم ، مگر اینکه بلایی نازل بشه ! ما میگیم : ما نمی تونیم ! مگر اینکه فرجی بشه !!!




چند دلیل عمده شهادت شهدای حیف نون اینا :
۱_آزمایش ماشه تفنگ
۲_پرتاب اشتباهی ضامن به جای نارنجک
۳_سوراخ کردن ماسک شیمیایی برای ورود بهترهوا
۴_دنبال کردن پروانه در میدان مین
۵_نگاه کردن به داخل لوله تفنگ جهت اطمینان از خروج صحیح گلوله علت بعضی ها نیز هنوز فاش نشده… !




هر وقت آب‌ خونمون قطع می‌شه، بعد که وصل می‌شه سازمان آب واسه عذرخواهی اولاش آب پرتقال و آب هلو از توی لوله برامون می‌فرسته !



یارو میره تو بانک ، یه حساب بانکی باز می کنه . بعد اسلحه اش رو در میاره میزاره روی پیشونی بانکدار میگه: همه پولهای بانک رو بریز به حسابم !




مناجات غضنفر : خدایا گناهانم را نادیده بگیر همانگونه که دعاهایم را نشنیده می گیری




حیف نون می خواسته شیر داغ بخورد زیر پای گاوه آتیش روشن میکنه !




به يكي گفتن نماز ميخوني؟
گفت: عادت ندارم ، گفتن روزه چي؟
گفت طاقت ندارم
گفتن چرا سحر و افطار ميخوري؟
گفت: آنقدر هم ديگه كافر نيستم




غضنفر میره تو داروخانه و می پرسه شما " اسید استیل سالیسیلیك " دارید؟
فروشنده میگه: منظورتوت آسپرینه؟
جواب میده : آره خودشه ؛ اسمش همش یادم میره




امروز به مامانم میگم سلام دیدم داره نیم ساعت تو چشام نگاه میکنه و هیچی نمیگه!!! میگم چی شده؟ میگه هیچی دارم فکر میکنم چطوری جوابتو بدم که نگی پ ن پ




تهوع‌ آور‌ترین سوالهای فامیلی
کودکی: مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو
مدرسه : معدلت چند شد؟
دانشجویی :درست کی تموم می‌شه؟
بعدر از درس : چرا ازدواج نمی‌کنی؟
یعد از ازدواج : چرا بچه دار نمیشین
بعد از بچه : این بچه قیافه‌ش به کی رفته؟




مناجات فری خوشحال با خداوند : خدایا من دیگه بنده ی تو نیستم به فکر خودت باش خدا.




تابلوی مغازه غضنفر: مکانیکی برادران مرادی به غیر از یحیی!!!!!




آخرین خبر از جهنم : دستشویی هر جفت شیرش آب گرمه !




سر جلسه امتحان از دختر کنار دستم می پرسم: لاک داری؟
میگه: چه رنگی؟!؟


آشپزیه قبیله آدمخوار میره پیش رییس قبیله میگه قربان یه مردکچل گرفتیم کبابش کنیم یاآب پز؟
رییس میگه تاس کبابش کنید !




هر وقت شانس اومد در خونه مون رو زد، یا خونه نبودیم یا کلاس گذاشتیم و در رو باز نکردیم!




حیف نون به غضنفر میگه : بیا پنیر و انگور بخوریم .
غضنفر میگه : من اسهال دارم .
حیف نون میگه : ای بابا ، اونو بعد میخوریم !




چند فحش قديمي از زبان جاسم! :
1.از جلوي چشمام خفه شو ، کثافته مرض !
2.فكر كردي فقط خودت خري؟
3.كسي با تو زر نزد
4.صداتو واسه من داد نزن
5.وقتي با من حرف ميزني دهنتو ببند!!!
چند فحش جديد از زبان جاسم! :
1.دستت بشكنه از زانو
2.خودت گير عجب آدم خري افتادي
3.خودم دست دارم جوابشو ميدم!!!
4. تو نه تربیت داری نه خانوادگی !
5 - حرف مفت نزن ، دندوناتو پاره میکنم




حیف نون داشت با گوسفندا فوتبال بازی میکرده ، بهش میگن که چرا با گوسفند بازی میکنی ؟؟؟
میگه : اینقدرا هم گوسفند نیستن دو گل جلواند !




از خوش مرام می پرسن غمناکترین جای فیلم ستایش کجاست؟ میگه محمد داداش ستایش ، نتانستیم از مرز ردش کنیم!!!




از غضنفر می پرسن مهمترین نکته فیلم ستایش چیه؟میگه راننده کامیون بشی اول بدبختیه!




سوال گزینه ای : اگر مادر زن و یا زن شما در حال غرق شدن باشند و شما فقط یک حق انتخاب داشته باشید میروید سینما ؟ یا رستوران !؟




از سخنان قصار حیف نون : هر چی کمتر بهش بیشتر فکر کنی ، بیشتر دردش کمتر میشه!

فرستنده : نادر.ف


تبليغ زمزم به سبك عربي: عبود: ولك جاسم كوكاكولا ميخوري؟ جاسم: آره ميخورم عبود: گوه ميخوري بايد زمزم بخوري.




فری خوشحال تو موزه لوور فرانسه خسته می شه یه صندلی خالی می بینه میره می شینه.
مامور موزه با سرعت به طرفش میاد و بهش می گه: آقا پاشو این صندلی ناپلئونه!
می گه: خوب بابا! هر وقت اومد بلند می شم




دعای شب یک کودک : خدایا! خودت میدونی آب کم خوردم ، جیش هم کردم ، پس کمکم کن صبح کتک نخورم (آمیین)




حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه.
حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم




آمریکایی یه چیزی تولید میکنه شعارش اینه هرگز نباید خراب بشه !!!
اروپایی میگه چند سال کار کنه ولی تو این چند سال درست کار کنه !!!!!!
ایرانی میگه فقط همون لحظه که مشتری میخره خراب نشه ،بعدش رو بیخیال !!!!!!!!
چینی میگه کارم نکرد ،نکرد!! ایرانی میخره !!عجب تولید کننده هایی داریم




یک روز یه دختر کوچکی در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزی می کرد نگاه میکرد. ناگهان متوجه چند تار موی سفید در بین موهای مادرش شد.
از مادرش پرسید : مامان چرا بعضی از تارهای موهای شما سفیده؟ مادرش جواب میده : وقتی تو یه کار بدی انجام میدی یکی از تارای موی من سفید میشه!
دختر کوچولو کمی فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهای مامان بزرگ سفیده!!



دسته بندی :


جوک6

جوکهای قزوينی :

یک روز یک قزوینی میره خونه یک پولداره برای دزدی و 200 میلیون
پول نقد دزدی میکنه و فرار میکنه
بعد زنگ میزنه به صابخونه و میگه بچه رو بیارین و
دویست میلیون رو ببرید

 

زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه
اقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو میکنه
دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه
شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام
قزوینی هم میگه خب از جلو میکنم
بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه
بالام جان ... پس کون این بچه کو؟؟؟

 

به قزوينيه گفتند با نمونه جمله بساز ، اونم گفت  : مهمترين عضو بدن ، کونمونه

 

از یه قزوینی پرسیدند وصیتت چیه ؟  قزوینیه گفت : جنازه ام رو بسوزانید و با خاکسترش پودر بچه درست کنید

 

دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟

 

یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد  رو برام خرد کنید

 

تو پلیس راه اتوبان قزوین یه کامیون رو نگه میدارن.میبینن شیشه سمت راننده بازه یه کونم ازش بیرونه!! خلاصه میرن جلو به راننده میگن که: مرتیکه فلان فلان شده.این چه وضع افتضاحیه!!! قزوینیه با تعجب میگه: کدام وضع بالام جان؟! مامورا شاکی میشن میگن خودتو به نفهمی نزن.این چیه از شیشه اومده بیرون؟!! قزوینیه میگه: شما هم منو ترسوندین! بالام جان این کان بچست!! گذاشتم تو راه تگری بشه بره قزوین بزنم


سه تا ترک ميخواستن حکم بازي کنن .. يه نفر کم داشتن
يکيشون ميره دم پنجره ميبينه غضنفر پايين واستاده و دستش هم تو جيبشه
ميگه: آهاي غضنفر بازي ميکني؟
ميگه نه دارم ميخارونمش

 

ترکه ميخواسته در مصرف آب صرفه جويي کنه
ميره زن حامله ميگيره

 

يه شب تو کلانتري افسر نگهبان و استوار حوصله شون سر رفته بود
افسر نگهبان به استوار گفت برو يکي رو الکي بگير بيار يه کم سره کارش بزاريم
استوار ميره و يه ترکه رو مياره
افسر نگهبان ميگه:اين مرتيکه چيکار کرده؟
استوار ميگه:تو قهوه خونه با چيزش داشت چاي هم ميزد
ترکه ميگه:جناب سروان دروغ ميگه
اولش مگه من خرم که با چيزم چاي هم بزنم، چيزم ميسوزه
دوما چيز من گنده است تو استکان چاي نميره
سوما باور نميکنيد؟جناب سروان بيا يه ليس بزن اگه شيرين بود منو بنداز زندون

 

یه روز یه ترکه 2 تا دزد میگیره . زنگ میزنه به 220

 

ترکه میمیره باباش رضایت نمیده

 

ترکه ميره مسابقه بيست سوالي ، رفقاش از پشت صحنه بهش ميگن که
جواب خياره ،فقط تو زود نگو که ضايع نشه
خلاصه مسابقه شروع ميشه و ترکه ميپرسه:تو جيب جا ميگيره؟
ميگن : نه !      ترکه ميگه: بابا عجب خيار گندهايه؟

 

به ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن : اين چيه؟
طرف کلي فکر کرد و گفت : شطرنج گردالي

 

به ترکه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟
ترکه ميگه : مامانتو

 

يکسال . يک ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه زني ميومده
مردم ميرن پي ماجرا ميبينن دسته ترکها تو کوچه بن بست گير کرده

 

به ترکه ميگن يه معما بگو
ميگه اون چيه که درازه ، زرده ، موزه؟

 

یه ترکه پوست موز تو خیابون دید . بعد با خودش گفت : اه بازم بیاید بخورم زمین

 

یک روز یک ترکه اصلا هیچی حالیش نبوده و چشمو و گوشش بسته بوده به اسم احمد . خلاصه احمد ازدواج میکنه و یک زن میگیره به نام مریم . یک سال از ازدواجشون میگذره که مریم میبینه این احمد اصلا باهاش حال نمیکنهاین موضوع رو به مادرش میگه و مادرش میگه تو لخت بشو و برو زیر پتو و بگو
احمد بیاد پتو رو از روت برداره وقتی ببینه لختی حتما میکند
مریم شب این کار رو میکنه و به احمد میگه تا بیاد و پتو رو از رویش برداره
خلاصه اینقدر مریم اصرار میکنه تا احمد میاد و پتو رو برمیداره و مریم رو
لخت میبینه و یه هو میگه: هو هو ... مریم دودول نداره

 

يه ترکه تو اتوبوس پشت سر يه خانوم ايستاده بود ، که يهو زنه برگشت و
محکم زد تو گوش ترکه . دو دقيقه بعد دوباره زنه برگشت و محکم زد تو گوش ترکه ! وقتي زنه پياده شد ، يکي از ترکه پرسيد که جريان چي بود ؟ ترکه گفت
وا... ديدم که مانتوش لاي چاکش گير کرده ، کشيدمش بيرون ، يه چک زد تو گوشم
ديدم از اين کار ناراحت شده ، دوباره مانتوش رو گذاشتم لاي چاکش ، که دوباره چک زد

 

به ترکه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟
ترکه ميگه : مامانتو

 

به ترکه ميگن : از کجا ميايي؟
ترکه ميگه :رفته بودم مادرزنم رو خاک کنم
بهش ميگن : چرا پس خونين و مالين شدي؟
ترکه ميگه: خيلي مگاومت کرد

 

به ترکه میگن : شما فارسین ؟    میگه نه شما چشاتون قشنک میبینه





 



جوکهای رشتی :

از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقد سرش شلوغه که به خودم نمیرسه

 

رشتیه  تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد

 

یه روز به يه رشتيه ميگن نظر شما درباره خانه هاي عفاف چيه ؟  مي گه : والله من كه خيلي راضيم . واسه اينكه لااقل خانومم رفته سر يه كار دولتي

 

به رشتیه نفر گفتن چه وقتی خیلی ضایع شدی گفت:یه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بیا خونه خالیه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم دیدم کسی نیست! دختر خالم گفت: من میرم تو اتاق تو هم 5 دقیقه دیگه بیا تو!! منم 5 دقیقه بعد رفتم تو دیدم همه میگن تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف میگن خب چه ربطی داشت! میگه: اخه لخت رفته بودم تو

 

رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم

 

زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست

 

رشتی میره خونه میبینه با زنش تنهاست . بعد سه نفری میزنن زیر خنده




 




دسته بندی :


جوک5

ضد حال یعنی که دست تو دماغت بکنی بعد ببری زیرِ میز بعد دست بخوره به محتویات دیروز !



مغز انسان پر کارترین جای بدنه اون همه ۲۴ ساعت روز و همه ۳۶۵ روز سال و کار میکنه کار اون از لحظه تولد آغاز میشه و فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم!!!



تفکر عمیق حیف نون : در عجبم از نخود و لوبیا با این جثه‌ی ریز، که چه بادهای عظیمی در خود نهفته‌ دارند !




پيام بازرگانى غضنفر : خمير دندون پونه ، چشمو نميسوزونه!




بچه غضنفر مریض میشه دکترجوابش میکنه میره مشهدمیگه یا امام رضا ضامن آهو شدی ضامن این کره خرهم بش ۰




غضنفر و حیف نون رو بردن جهنم فرداش با لباس سياه و كثيف بر گشتن، پرسيدن چرا اين جور شدين؟ گفتن خدا وكيلى كار دو نفر نبود ولى خاموشش كرديم !!




fبه غضنفر داشته پولکی میخورده میگن چرا ناراحتی ؟میگه اگه یه چیزی بگم میگن این خره ولی به خدا این چیپسا شیرینن !!!




به يارو ميگن : طاقت شنيدن خبربد رو دارى؟
ميگه: آره.
ميگن : بابات مرد!
ميگه : خاک تو سرت فکرکردم يارانه ها رو قطع کردن!




یه ضرب المثل قدیمی میگه : ماهی رو هر وقت از آب بگیری لیزه !




زندگی چیست !؟ فاصله ی بین مای بیبی تا ایزی لایف !




( کالسکه ) واژه ای است که یک اصفهانی ، هنگام تست یک میوه کال بکار میبرد !




غضنفر ميخواسته هواپيما دزدي کنه.ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم.
غضنفر ميگه خب برو دبي.يارو ميگه نميرم.
غضنفر ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.بعد غضنفر ميگه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم !




غضنفر با زنش ميره پارك بلال بخورن،وقتي بلالي داشت اونا رو باد ميزد، يه كدوم از اونارو برداشت و به زنش گفت: ببين قدرت خدار و همين بلال زمان پيامبر اذان مي گفت!!




جاسم می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
جاسم می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت 10 ثانیه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
جاسم می گه: از کویر لوت! آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟




دوست دخترم موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسیج دادم : نمیتونم بگیرمت …
جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم؟


دسته بندی :


جوک4

سه تا یارو میرن دزدی ، صابخونه بیدار میشه و هر کدوم میرن تو یه گونی قایم میشن! صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه .. صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد.. دویاره محکمتر لگد میزنه … باز صدا نمیده ! دفعه سوم که لگد میزنه ، یارو با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا … آرده ، آرد !… آرد صدا نداره ! نفهم



یک روز(‏4jok)‏ میره خیابان گرسنه بود کنار مغازه کبابی می ایسته و بو میکشه صاحب مغازه به او میگه بو کشیدی پولشو بده
(‏4jok)دست تو جیبش میکنه وصدای پولش را در میاره میگه اینم پولش!




تهدید جدید حیف نون اگه منو تهدید کنی خودمو به قتل میرسونم!




یارو میره نونوایی میگه یه نون بربری بدین میگن ساده باشه یا کنجدی؟ میگه فرقی نمیکنه من با دوچرخه اومدم !!




غضنفر تراکتور مخره بلد نیست خاموشش کنه میبندتش به درخت!!




تحول در شعر عاشقانه
حافظ: تـنـم از واسـطـه دوری دلبــر بـگداخـت. جـانم از آتــش مـهـر رخ جـانـانـه بسوخت
فروغ : ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه از عطر توام سنگین شده
سهراب: دوست را زیر باران باید برد. عشق را زیر باران باید جست
بچه ژیگولای امروزی: دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت




حاصل ازدواج جمیله و ادیسون میدونی چی میشه !؟ (رقص نور)




غضنفر ميخواست يك زير دريايي رو غرق كنه ميره در ميزنه فرار ميكنه !




یارو وصیعت میکنه سنگ قبرمو با اب و صابون بشورید میپرسن برای چی؟ مگه هرکی رد شد بخوره زمین بخندم روحم شاد بشه!




غضنفر میره دکتر: هروقت پی پی میکنم پی پیم رشته رشته هست دکتر:لطفأ هنگام پی پی کردن زیر پیراهن توریت رابالا بکش!‏





آقای دکتر بدادم برس! دکتر: چی شده ، ناراحتیت چیه؟ مریض: من هر وقت سیر میشم ، اشتهام کور میشه !!




یارو میخواست بگه، خدا پدر و مادرته بیامرزه....
میگه: خدا مادرته بیامرزه پدرته روش!




متصدي بانك خانم پول به ريزم به حساب جاريتون؟ زن الهي جاري من بميره بريز به حساب خودم




غضنفر داشته قرآن میخونده به سوره ی بنی اسرائیل که میرسه انصراف میده !




دعای تابستان
انی یحب کولر و اسپیلیتا و لعن الله بخاریا و شوفاژا
ولعن الله کنتر دیجیتال و لعن الله یارانه برق شدیدا



دسته بندی :


جوک3

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

سه نفر مي خواستند چاي ليپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه مي داره و ليپتون را تو فنجان تكان مي ده، دومی ليپتون را نگه مي داره و فنجان را تكان مي ده، سومی ليپتون را به دور فنجان مي ماله!

 

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: سه تا!
مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟
احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

 

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند!


به ترکه ميگن سفر حج چطور بود ميگه خيابونا تميز ، برجاش بلند ، ماشينا آخرين مدل. البته يه جاي زيارتي هم داشت که شلوغ بود نرفتم.


به غضنفر ميگن شنيديم آدم شدي! غضنفر ميگه: نامردا شايعه كردن!


غضنفر با ذوق به دوستش ميگه : بالاخره بعد از 2 سال اين پازل رو حلش کردم! دوستش ميگه 2 سال زياد نيست؟ لره ميگه: نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال !


به غضنفر ميگن سفر حج چطور بود ؟ ميگه خيلي سنگ به سر و صورتم خورد ولي بالاخره بوسيدمش!

جعبه سیاه سی130 پیدا شد : توش غضنفر به خلبان میگه آقا سه راه آذری پیاده میشم !

غضنفر دكمه اي پيدا كرد و برد پيش خياط. - آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!!




دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم.

تركه ادعای پیغمبری میكنه . بهش میگن خوب كتابت كو ؟ میگه ، فعلا جزوه میگم بنویسید تا بعد ...!!!

يارو تلويزيون رو روشن ميكنه  كانال 1: قرآن.  كانال 2: قرآن.  كانال 3:قرآن.  كانال 4: قرآن.  كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

يه تركه موبايل ّاسم نويسي ميكنه!بعد ميگه خدا كنه نوكيا در بياد.


دسته بندی :


جوک2

بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي .
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك مشنگه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- مشنگه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، مشنگه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. مشنگه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به يارو ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- پسره ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي پسره قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، پسره ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.پسره ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

56- سه تا رفيق رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. پسره نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه نفر ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

60- دو نفر رفته بودن شكار، اولی از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. اولی جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه رفیقش همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. یارو يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گمشو ! مگه من زدم؟!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- مشنگه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 3000 تومن. مشنگه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1500 تومن. باز مشنگه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. مشنگه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو نفر ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف خونه . نزديكاي شهرشون يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. طرف ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوه كريم ! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه يارو ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوه كريم ! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن مشنگه دو قلو ميزاد،‌ مشنگه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- طرف با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. طرف ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

95- یارو توي اتوبوس بین شهری نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

97- پسره زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. پسره ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به پسره ! چند روز بعد دختره پسره رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. پسره هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ پسره هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه ؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته دیوانه ها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين


دسته بندی :


جوک 1

يارو مهم میشه زیرش خط میکشن ، تازه تو امتحان هم میاد

---------------------------------------------------------------

ملا یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی کرج سر کوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ ملا گفت: ببخشید! پس حتما عوضی گرفتم

---------------------------------------------------------------

به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه يخ ... ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

---------------------------------------------------------------

نکته زمخت و نه چندان ظريف : هیچ وقت به رسانه ها کاملا اعتماد نکنید ، میدونید چرا ؟ چون اگر تبلیغات ماهواره را ملاک قرار بدهیم، مردم ایران کچل‌های چاقی هستند که ناتوانی جنسی دارند و می‌خواهند یک هفته‌ای ویزای کانادا بگیرند و اگر تلویزیون داخلی را ببینید خلاصه خبرهای صدا و سیما این است : باور کنید اوضاع در همه جای دنیا از ایران بدتر است

---------------------------------------------------------------

شوتيه عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشمش، سرش گیج میره میخوره زمین هوا ميره ، نمیدونی تا کجا ميره

---------------------------------------------------------------

پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه

---------------------------------------------------------------

از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!

---------------------------------------------------------------

حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم

---------------------------------------------------------------

رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

---------------------------------------------------------------

اين جريان واقعی است : يکی از دوستان دکتر تعريف ميکرد برای يه بنده خدائی شياف تجويز کردم ، يارو رفت و يکهفته بعد اومد گفت آقای دکتر حالم خوب نشد بدتر هم شدم گفتم چرا ، گفت نميدونم تا اين کپسول ها که دادين را ميخورم دلم آشوب ميشه

---------------------------------------------------------------

غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مُردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست

---------------------------------------------------------------

نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…

بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

---------------------------------------------------------------

طرف یه تیکه آشغال مي پره  تو چشمش . می ره جلوی آينه  تو چشش فوت ميكنه. خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

---------------------------------------------------------------

به مشنگه میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!

---------------------------------------------------------------

یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

---------------------------------------------------------------

يه پيرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود

---------------------------------------------------------------

به يکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه

---------------------------------------------------------------

يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی

---------------------------------------------------------------

به يکي ميگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .می گن : تو دریا که درخت نیست يارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم

---------------------------------------------------------------

يکی از اين جوون های مغز قاطی پارچه می بره خیاطی می گه آقا اینو واسم کت شلوار بکن فردا نیام بگی سوزنم شکست چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی

---------------------------------------------------------------

از يکي ميپرسن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟ میگه بابا ما سرمون ميشه کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی است

---------------------------------------------------------------

مشتری: این کت چنده؟
فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
مشتری: وای! اون یکی چنده؟
فروشنده: وای وای!!


---------------------------------------------------------------

يارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

---------------------------------------------------------------

دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن

---------------------------------------------------------------

عروس ميره گل بچينه ، شهرداری ميگیرتش

---------------------------------------------------------------

طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

---------------------------------------------------------------

یکی زنگ ميزنه 118 ميگه شماره غضنفر رو داريد يارو ميگه نه ، ميگه پس من ميگم تو يادداشت كن داشته باشی

---------------------------------------------------------------

به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

---------------------------------------------------------------

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره برای عضو شدن تو بسیج مسئول ثبت نام ازش می پرسه معنی قدس سره الشریف یعنی چی؟ غضنفر یه خورده فکر می کنه میگه همون دمش گرم خودمونه دیگه

---------------------------------------------------------------

يارو ميره خواستگاري، از دختره خوشش نمياد، به باباي عروس ميگه : ما ميريم يه دور ميزنيم ، بر مي‌گرديم ، راستی تا ساعت چند بازيد ؟

---------------------------------------------------------------

يه بنده خدا پتروس فداكار رو با دهقان فداكار قاطي مي‌كنه، ميره انگشت مي‌كنه تو حلق راننده قطار

---------------------------------------------------------------

یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه : منم اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی

---------------------------------------------------------------

يه دفعه دو تا هزار پا همديگر رو بغل ميکنن ميشن زيپ

---------------------------------------------------------------

يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

---------------------------------------------------------------

يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

---------------------------------------------------------------

از طرف مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

---------------------------------------------------------------

پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟

---------------------------------------------------------------

دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

---------------------------------------------------------------

 تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نيست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبي؟

---------------------------------------------------------------

يه نفر يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

---------------------------------------------------------------

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند.  ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

---------------------------------------------------------------

تست هوش :  به 750 گرم میگن چی؟؟؟ ........... ميگن نیم کیلو و نیم

---------------------------------------------------------------

بر اساس جديدترين تحقيقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقي همگي زن دارند

---------------------------------------------------------------

يه نکته جدی : ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو

---------------------------------------------------------------

شرمنده ، بی ادبيه ولی ..... از فردا طرح قهوه ای ايرانسل در سراسر کشور : فقط با پرداخت صد هزار تومان هر گوهی ميخواهيد بخوريد

---------------------------------------------------------------

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

---------------------------------------------------------------

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

---------------------------------------------------------------

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

---------------------------------------------------------------

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتی شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوری تو ميتونی بدوی ولی اون نميتونه

---------------------------------------------------------------

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن دختر بازي ميکنن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز

---------------------------------------------------------------

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

---------------------------------------------------------------

يه روز يه پسره رو ميبرن کلانتري ، ميگه چرا منو آوردين اينجا ؟؟ ميگن واسه عرق خوري .. ميگه پس چرا نميارين بخوريم؟

---------------------------------------------------------------

پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

---------------------------------------------------------------

پشت کنکوريه نذر میکنه اگه دانشگاه قبول بشه ،،،ننه اش رو با پای برهنه بفرسته کربلا

---------------------------------------------------------------

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير

---------------------------------------------------------------

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد

---------------------------------------------------------------

دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت

---------------------------------------------------------------

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! پسره از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

---------------------------------------------------------------

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

---------------------------------------------------------------

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

---------------------------------------------------------------

شکمو داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه

---------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

---------------------------------------------------------------

پسره ، دختر محلشون را نشون ميکنه ، رفيقاش ميان با سنگ ميزنن

---------------------------------------------------------------

تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری

---------------------------------------------------------------

به دختره مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم

---------------------------------------------------------------

دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن

---------------------------------------------------------------

به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

---------------------------------------------------------------

ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم

---------------------------------------------------------------

شيرفرهاد ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. شیرفرهاد ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

---------------------------------------------------------------

يه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود

---------------------------------------------------------------

يارو ميره حرم داد می‌ زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی‌ می‌شه! من پارسال اومدم ، حامله شدم

---------------------------------------------------------------

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما این رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

---------------------------------------------------------------

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه ‏داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي ‏باش که دوستت داشته باشه

---------------------------------------------------------------

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟

---------------------------------------------------------------

يه برره ای به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

---------------------------------------------------------------

يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

---------------------------------------------------------------

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

---------------------------------------------------------------

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره خونه باباش ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، اولی ميگه ماشينش با من ، دومی ميگه نهارش هم با من ، سومی هم ميگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------


دسته بندی :


آخرین مطالب

» بانک ضدحال ( چهارشنبه ششم مهر 1390 )
» جوک15 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک 14 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک 13 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک 12 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک 11 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک10 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک9 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک8 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک7 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک6 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )
» جوک5 ( دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 )